تبليغاتX
انجمن جامعه شناسی ایران دفتر کوردستان

 

لوگوی سایت انجمن

گفت وگو با دكتر سعيد معيدفر، رئيس انجمن جامعه شناسى ايران : آيا ISI كارآمد است؟

حامد يوسفى

فكر مى كنم اگر سرمايه گذارى هم كنيم راه به جايى نمى بريم. چون در حوزه فنى مى شود يك مقاله را به هر زبانى ترجمه كرد و يا به هر زبانى مقاله نوشت. چون مقاله هاى فنى عبارت از يك سرى اصطلاحات تخصصى آن رشته است (كه دانشجويان در همان ترم يك و دو اصطلاح هاى انگليسى تخصصى را ياد مى گيرند) به علاوه يك سرى فعل هاى ساده انگليسى و حرف هاى ربط. پيچيدگى زبانى آنجا وجود ندارد. در حالى كه در علوم انسانى همه چيز پيچيدگى زبانى است و به همين خاطر ترجمه مقاله كه در علوم پايه ساده ترين موضوع است در علوم انسانى فرايند بسيار پيچيده اى است. در دانشگاه هاى خودمان مى بينيم كه فلان كتاب انتشارات MIT در حوزه برق يا عمران افست مى شود و در اختيار دانشجويان قرار مى گيرد و همه راحت مى خوانند در حالى كه همين انتشارات MIT كتابى از نوام چامسكى را چاپ كرده كه همان استاد برق و عمران نمى تواند از روى آن بخواند چه برسد به اينكه بفهمد معنى اش چيست. دانشجويان رشته علوم انسانى هم در همان سال هاى اول ترم هاى تخصصى شان را ياد مى گيرند ولى در علوم انسانى اين طور نيست كه اين واژه ها با يك سرى فعل ساده به هم مرتبط باشند. حتى بزرگترين فيلسوفان و جامعه شناسان دنيا هم نمى توانند به دو زبان بنويسند. خيلى كم هستند افرادى كه به دو زبان فى البداهه بنويسند. ولى مسئله اينجاست كه مثلاً زبان چك واسلواكى در ISI ثبت مى شود ولى زبان فارسى ثبت نمى شود و به نظر من برنامه ريزانى كه گفته اند برويد در ISI مقاله بنويسيد و مجبوريد كه مقاله بنويسيد دارند سرنا را از سر گشادش مى زنند. يعنى به جاى اينكه نشريات فارسى را در «موسسه اطلاعات علمى» ثبت كنند و زبان فارسى را در  آنجا به رسميت  بشناسانند، زبان انگليسى را به يك شكل خيلى صورى و ساختگى به متخصصان علوم انسانى تحميل مى كنند.

اين مشكل كه اشاره كردم مشكلى است كه جامعه شناسان به آن اذعان دارند. شخصى مثل كانت مى گويد در مسير تكامل علوم ما اول از علوم نسبتاً ساده اين تحول را مى بينيم تا علوم پيچيده. جامعه شناسى را به عنوان علوم پيچيده مطرح مى كند كه به خاطر پيچيدگى اش نمى تواند به سرعت تغيير پيدا كند به عبارت ديگر علوم فرهنگى علومى هستند كه در واقع به سادگى تغيير نمى كنند و به خاطر پيچيدگى و تكثر و تنوع كه در درون دارند مثل علوم ديگر قابل تغيير به سرعت نيستند.

بنابراين شخصى مثل پارسونز مى گويد تحول و تغييرات وقتى در محيط جامعه شروع مى شود آن وقفه مادى را زودتر تحت تاثير قرار مى دهد ولى آن بخش هاى معنوى يا فرهنگى را در   آخرين مراحل تحت تاثير قرار مى  دهد. بنابراين بايد در نظر داشت كه تغييرات در علوم مادى يا حتى مهندسى خيلى زودتر انجام مى گيرد. چون پيچيدگى وسيع و آن چنانى ندارد ولى تحول در حوزه هاى علوم فرهنگى خيلى سخت است. مثل دوران اول زمين شناسى است و خيلى دير انجام مى گيرد. چرا وقتى فناورى وارد مى شود اين فناورى صرفاً نمى تواند تغيير ايجاد كند. چون تا مى آيد به سطوح و لايه هاى عميق تر بكشد كار دشوار مى شود. بنابراين زبانى كه علوم ديگر به كار مى برند زبانى ساده تر است كه امكان انتقال آن سريع تر است و قطعاً وقتى اين زبان وارد علوم فرهنگى و علوم انسانى مى شود بسيار دشوارتر است. براى دانش  آن بايد مهارت هاى فوق العاده  بيشترى را داشته باشيم. اين طور نيست كه دانشجوى رشته فنى- مهندسى با درجه هوش بالاتر مى آيد در صورتى كه دانشجوى علوم انسانى به دليل سيستم كنكورى ما با اين مشكلات مى آيد و خواه ناخواه وقتى مى بيند متوجه مى شود كه به لحاظ ساختارى چه مشكلاتى را داريم به همين دليل است كه به آن ديد نگاه كردن يك تصور بيهوده است و ناشى از عدم درك صحيحى است كه مديران كشور به دليل اينكه تخصص شان در آن حوزه ها است، دارند و اين در واقع ناپختگى آنها را نشان مى دهد.

وزارت علوم راهكارى پيدا كرده براى اينكه اين عقب ماندگى علوم انسانى را با يك سيستم اجبارى جلو بيندازد. اعلام كرده كه براى ارتقاى شغلى و همين طور براى استخدام اساتيد جديد ضرورت دارد كه مقاله اى در ISI ثبت نشده باشد. به نظر شما اين راهكار تا چه حد جواب مى دهد؟ آيا راهكار خوبى است و اگر نيست بايد چه كرد؟
يكى از معيار هاى پيشرفت علمى از طريق برخى از ارگان ها مثل اتحاديه اروپا و بانك جهانى چاپ مقاله در ISI بيان شده است. اين به عنوان يك معيار علمى چند سالى است كه در كشور ما به آن اهميت داده مى شود و اول بار معاونت پژوهشى وزارت علوم و تحقيقات و فناورى مطرح كرد و اقدام بسيار موثرى هم بود بعد از آن وضعيت ايران در سطح بين المللى وضعيت خوبى شده است و گزارش هايى هم كه مى دهند نشان مى دهد كه ايران در يك فاصله كوتاه توانسته يك جهش را در حوزه چاپ مقالات ISI داشته باشد. از اين جهت اين رفتار پسنديده اى بوده كه انجام شده منتها چه معيار هايى در ارتباط با چاپ مقالات در ISI وجود دارد؟ چاپ مقالات ISI دو ويژگى مهم بايد داشته باشد: ۱- مجلات ISI سر موعد انتشار پيدا كنند. اگر فصل نامه است بايد هر سه ماه يك بار سر وقت منتشر شود. ۲- بايستى چكيده انگليسى داشته باشند براى اينكه مرجع شوند براى رفرنس هايى كه ديگران از اين مقالات دارند.

اينكه چرا در برخى از رشته هايى بعد از اينكه اين معيار گذاشته شده جهشى داشته ايم و در برخى از رشته ها اين جهش را نداشتيم اين قابل مطالعه است. علوم انسانى نتوانسته اين كار را انجام بدهد.

براى اينكه اصلاً نمى شود به زبان انگليسى به آسانى مقاله نوشت. دو زبانه مقاله نوشتن خودش تخصصى است كه اگر كسى بتواند بنويسد احتمالاً ديگر نمى آيد در دانشگاه هاى ايران تدريس كند. چون آنقدر انگليسى اش خوب است كه عملاً فارسى يادش رفته است.

اينجا مشكلى كه به وجود مى آيد اين است كه اولاً در علوم ديگر اين امكان وجود داشته چون تقريباً نوشتن مقاله به زبان انگليسى كار ساد ه اى بوده است. يكى از اساتيد در رشته پزشكى مى گفت كه من حدود صد مقاله دارم كه جمع اين مقالات به ۲۰۰ صفحه نمى رسد. هر مقاله به طور متوسط ۲ صفحه است. اين چيزى است كه ايشان بيان كرده حالا شما بياييد مقالات علوم انسانى را بياوريد. مفاهيم در علوم انسانى اصل هستند. مقالات علوم انسانى ۳۰-۲۰ صفحه با مفاهيم بسيار پيچيده است. يك استاد دانشگاه ما در رشته علوم انسانى حداقل ۴ مقاله مى تواند به آن ميزان صفحات كه در علوم پزشكى منتشر كرده بيرون بدهد. نوشتن هم فنى مى خواهد بنابراين اينكه در علوم ديگر مى شود به زبان هاى ديگر مقالات را منتشر كرد ولى در علوم انسانى نمى شود اين كار را انجام داد. ولى يك راه پيش رو گذاشتند حتماً لازم نيست كه آن مجله به زبان انگليسى باشد. مى تواند به هر زبانى باشد شما مى توانيد به فارسى هم مجله ISI را داشته باشيد.

به شرط اينكه در موعد مقرر منتشر شود و اينكه چكيده اى انگليسى داشته باشد حالا اين را بررسى مى كنيم، ما سال ها است كه مى خواهيم مجله ISI فارسى در علوم انسانى داشته باشيم ولى موفق نشده ايم. چرا؟ به دليل اينكه ما در ايران مشكلات جدى داريم. در حال حاضر اكثر مجلاتى كه علمى _ پژوهشى هستند اينها براى پرداخت  حق داورى مقالات خودشان و براى مسائل اوليه چاپ خودشان با هزار مشكل روبه رو هستند. به خاطر فقدان پول و امكانات اينها نمى توانند مجلاتشان را سر وقت منتشر كنند. مثلاً من مجله جامعه شناسى را مى گويم. گاهى ممكن است ۳-۲ ماه طول بكشد كه اين مجله بخواهد منتشر شود.

هزار جور مشكلات داريم كه نمى توانيم اين را سر وقت منتشر كنيم بنابراين قدم اولى كه براى احراز ويژگى  ISI   در رابطه با مجلات داخلى مدنظر است، اين است كه ما بتوانيم به مجلات علمى _ پژوهشى داخل كشور خودمان در حوزه علوم انسانى كمك كنيم. يكى از اساتيد كه به ايران آمده بود از او پرسيده بودند كه مقاله شما بسيار مقاله  جالبى بوده ايشان نقل مى كرد كه اين مقاله، مقاله من نيست. من يك مطلبى را به آن مجله دادم و آن مجله با داشتن يك ويراستار قوى در كنار من اين مقاله را مقاله كرد. بنابراين ايشان مى گفت هر مجله اى داراى يك مجموعه فنى _ ويراستار و كسانى است كه كمك مى كنند براى اينكه سطح مقالات را ارتقا دهند. در صورتى كه ما همين الان به مولف مى گوييم كه تو خودت بيا كار را انجام بده، خودت به انگليسى چكيده  برايش بنويس... گاهى محقق ما ايده را خوب شكار مى كند ولى براى اينكه اين ايده را تبديل به يك ساختار مقاله علمى كند، نياز به كمك و مشاوره دارد. در كدام يك از مجلات داخلى ما چنين مشاوره اى به او داده مى شود؟ بنابراين مقاله مى آيد و بلافاصله رد مى شود و مقالاتى چاپ مى شود كه فقط ساختار را رعايت كرده باشند. ما در اينجا مجله را آن طور كه بايد تعريف نكرده ايم. اگر وزارت علوم مى خواهد باعث ارتقاى مجلات علمى _ پژوهشى در داخل كشور شود بيايد مشكلات و مواضع همين مجلات را برطرف كند و مسائل مالى اينها را حل كند. ما دو سال است كه حق داورى ها را پرداخت نكرده ايم. امكانات نداريم. آنها بايد كمك هايى را در اختيار NGO بگذارند. اين يك مشكل است.

مشكلات ساختارى مشكلات جدى اى است كه ما را با آن روبه رو مى كند. در بخش خارجى مشكل زبان است، اينكه اين علوم با مفاهيم سروكار دارند و به دليل ضعف مفهوم ما مشكل داريم.

اين علوم، علوم انتقادى هستند بنابراين اگر مقالاتى منتشر شود و هر جايى چاپ كنند ممكن است مسائل و مشكلاتى را براى خود كشور ايجاد كند و بنابراين خيلى راحت نمى توانيم اين مقالات را به بيرون منتشر كنيم. اكثر انديشمندان ما مى گويند در خارج مقالاتى از علوم انسانى چاپ مى شود كه وجه انتقادى آن غلبه داشته باشد.
هر مقاله اى را آنها چاپ نمى كنند. بنابراين آن فرد براى خودش كه نمى خواهد دردسر درست كند.

هزينه آن بسيار بالا است. بنابراين از اين مى گذرد و از مقاله هاى ISI هم مى گذرد و عملاً به همين شرايط موجود تن مى دهد بنابراين خط  قرمز هايى هست كه اين خط قرمز ها در ايران بايد رعايت شود و هر چقدر هم كه بگويند شما براى منتشر كردن مجلات محدوديتى نداريد همين الان از وزارت علوم يك گروه محقق بيايند و ببينند وضعيت مجلات علمى پژوهشى فعلى در داخل كشور در حوزه علوم انسانى چطور است؟ آنها با چه گرفتارى ها و مشكلاتى روبه رو هستند. اينها را برطرف كنند تا ما بتوانيم مجلات داخلى مان را به سطح ISI برسانيم. ولى تا زمانى كه به اين نرسيديم هر نوع الزام و اجبارى در ISI جز در حيطه علوم انسانى بدبينى و ياس و سرخوردگى چيزى ندارد.
رويكرد وزارت علوم به اينكه مجلات ISI وسيله اى است براى ارتقاى اعضاى هيات علمى تبعات بسيار منفى اى تاكنون داشته است. قبل از ISI بحث اين بود كه براى ارتقاى اعضاى هيات علمى حتماً بايد فرد داراى چند مقاله در مجلات علمى _ پژوهشى داخلى باشد. الان يك گروه روى اين كار تحقيق كرده اند و ديده اند كه خود همين استاندارد گذارى كه وزارت علوم قبلاً انجام داده بود، چه فسادى را در نشريات علمى _ پژوهشى ايجاد كرده است. و مجلات علمى _ پژوهشى كه بايستى بيشترين مخاطب را داشته باشند و پذيرفته ترين مجلات باشند و تيراژ آن بيشترين باشد عكس اين اتفاق براى شان افتاده است. ما الان مجلاتى داريم كه علمى _ پژوهشى نيستند ولى ميزان تاثير آنها در علوم انسانى به مراتب بيشتر از مجلات علمى است.

مجلات علمى _ پژوهشى وارد يك بازى قدرتى شدند كه سردبيران ناچارند مقاله بقيه را چاپ كنند.

دقيقاً. كسى تحقيق كرده بود كه بيش از ۶۰ درصد مقالات علمى _ پژوهشى مال اعضاى هيات مديره و تحريريه است. يعنى كسانى كه خودشان در مجله براى داورى نشسته اند مقالاتى را كه مى آيد رد مى كنند و نوشته هاى خود را كار مى كنند اين نظر من نيست چيزى است كه روى آن كار كرده اند.

حتى اگر رد هم نكنند و سوءنيتى هم نداشته باشند اين قدر اين بازى پيچيده است كه همه را درگير مقوله اعمال قدرت مى كند. اگر مطلب كسى را تاييد كنند به اين خاطر است كه آن فرد ارتقا بگيرد و اگر تاييد نكنند متوجه اين هستند كه مانع از ارتقاى آن فرد شده اند. حتى اگر نيت سويى هم نداشته باشند عملاً چون وارد اين درگيرى مى شوند از خير آن مى گذرند.

دقيقاً. يك ابزار براى فساد در حوزه علم شده، نه باعث ارتقا. يعنى اين كارى كه وزارت علوم به عنوان استاندارد براى ارتقا كرده نه تنها به ارتقاى اين جملات نينجاميده بلكه موجب فساد در حوزه علمى شده است. اين مجلات علمى _ پژوهشى ابزار سوءاستفاده شده اند و تهى از محتوا هستند، تيراژ محدود است كه اكثراً باقى مى ماند و خريدار ندارد. چون سعى كرده اند در چارچوب ساختار باشد. چون وزارت علوم گفته است ساختار درست باشد به محتوا كارى ندارد. اينها باعث شده كه اين مجلات با كمترين استقبال از سوى دانشجويان و اعضاى هيات علمى روبه رو شود.

اينها نظرشخصى من نيست. اينها نتيجه سخنان اعضاى هيات علمى و گروه ها و... است. اين تجربه اى است كه وزارت علوم قبلاً داشته حالا آمده ISI را به عنوان يك معيار براى ارتقا قرار داده است. نتيجه اش اين است كه برخى از اعضاى هيات علمى عطا را به لقا بخشيده اند و گفته اند كه ما به دنبال ارتقا نيستيم. چون با آن مشكلاتى كه اشاره كردم روبه رو هستند. يكى از اعضاى خود وزارت علوم اخيراً گفته است كه چه فساد هايى كه در همين مقالات ISI خارجى وجود ندارد. تقلب ها و چيز هايى كه يك فرد يك چيز را در چند جا به صورت هاى مختلف چاپ كند. خود كسانى كه وضع كننده اين معيار بودند الان به نتيجه رسيدند كه اگر ساختار ها فراهم نباشد و زمينه   مساعد نباشد اجبار كردن بيجا موجب فساد مى شود و عملاً هم اين اتفاق افتاده. به طور كلى هر نوع اعمال نظارتى بدون توجه به ساختار ها و زمينه هاى اساسى نه تنها موجب ارتقاى علم نمى شود بلكه موجب تخريب علم مى شود. بنابراين وزارت علوم تصميم گرفت معيار براى ارتقاى ISI نيست بلكه كل پرونده و محتواى كارى كه مى كند به راى هيات داوران گذاشته شود كارى كه الان در خيلى از كشور ها انجام مى شود. الان بحث ميزان تاثير گذارى نيست بلكه اين است كه به صورت صورى اين فرد چند كار صورى انجام بدهد. محتوا مدنظر نيست. ما الان اعضاى هيات علمى داريم كه درجه استادى گرفتند ولى اعضاى هيات علمى آن دانشكده او را به عنوان يك استاديار هم قبول ندارند. نكته آخر هم اين است كه دانشگاه هاى ما بر محور آموزش استوار است نه برمحور پژوهش. با اين جريان كمى ورود دانشجويان به دانشگاه ها عملاً اساتيد ما عمده وقت و زندگى شان صرف آموزش مى شود كه اين خودش اختلال ايجاد مى كند. چطور از استادى كه بيشترين وقت خودش را براى آموزش گذاشته و كار هاى خوبى هم انجام داده و كتاب هاى خوبى نوشته انتظار داريد كه به پژوهش برسد.

براساس قانونى كه وزارت علوم گذاشته هر فردى كه استخدام مى شود، براى اينكه استخدامش قطعى شود دو سال فرصت دارد تا مقاله اى بنويسد كه در ISI ثبت شده باشد. استاديار و دانشيار هم هر كدام براى ارتقا بايد مقاله در ISI داشته باشند. داشتن چنين مقاله اى لازمه اش اين است شما مقاله تان را در مجله اى خارجى چاپ كنيد. براى اينكه در هر مجله اى شما مقاله چاپ كنيد نياز به يكسرى روابط است. اما مى دانيم كه وزارت علوم تاكيدش بر اين بوده كه ما در ايران تا مقطع دكترا را پوشش دهيم. خب كسى كه در ايران ليسانس و فوق ليسانس گرفته، در ايران هم دكترا گرفته و در عمرش هم با استاد خارجى مواجه نشده، چطور در عرض دو سالى كه به صورت پيمانى استخدام شده و تدريس مى كند، مقاله در ISI چاپ كند. او در ايران درس خوانده و فقط فارسى هم درس خوانده است. علاوه بر اين، كسى كه در مرتبه «استادى» است در نهايت بروز توانايى ها و فعاليت هاى خود است و بيشترين ميزان روابط را دارد و اغلب استاد ها هم خارج از كشور درس خوانده اند. خب حالا من نمى دانم چرا اين افراد (يعنى كسانى كه رتبه استادى دارند) ديگر نبايد مقاله ISI يا جاى ديگر منتشر كنند؟ ما نمونه هايى داريم كه در سنين جوانى به رتبه استادى مى رسند و در خارج از كشور هم تدريس كرده اند و روابطى هم دارند كه مى شود توقع داشت مقاله در ISI بنويسد. آنها هيچ وظيفه اى به عهده ندارند ولى دانشجوى دكتراى پارسال كه امسال عضو هيات علمى شده اگر تا يك سال ديگر مقاله علمى ننويسد قراردادش لغو مى شود.

اين در واقع اصطلاح معروف يك بام و دو هوا است. ما بعد از انقلاب بعد از اينكه دانشگاه ها باز شد تلاش كرديم كه استقلال فرهنگى خودمان را هم حفظ كنيم بنابراين يكى از چيزهايى كه براساس اين سياستگزارى اتخاذ كرديم اين بود كه تحصيلات تكميلى را در كشور خودمان افزايش داديم. فوق ليسانس و دكترا را هر روز تاسيس كرديم و شوراى عالى هر روز يك دوره آن را تاسيس كرد.

اين تا حدى با بحث استقلال علمى و فرهنگى در ارتباط بود. اما مشكلى كه به وجود مى آيد، اين است كه وقتى ما ارتباط خودمان را با دنياى خارج به حداقل مى رسانيم، به همان ميزان هم بايستى تاوان آن را بپردازيم. قبلاً دانشجويانى داشتيم كه تحصيلكرده خارج بودند. بنابراين اين ارتباط با نهاد هاى بيرون از كشور را داشتند. به راحتى مى توانستند با خاستگاه هاى اوليه خودشان ارتباط داشته باشند و ارتباط علمى وجود داشت و الان با اين سياستگزارى ما پيوسته دانشجويان تحصيلات تكميلى مان آن پايه ها را ندارند. بنابراين اين سياستگزارى است كه براى استقلال علمى كرديم ولى از آن طرف از همه اين افرادى كه با اين سياست توليد كرديم مى خواهيم كه با جهان خارج ارتباط داشته باشند. الان در حوزه هاى علمى همچنان آن نوع ارتباطات رو دررو و شخصى وجود دارد. در حوزه چاپ مقاله هم همين طور است. كسانى كه خارج از اين سياست عمل نكردند و خارج از كشور تحصيل  كردند امروز به خاطر همان تعاملات است كه گروهى را كه برقرار كردند بهتر مى توانند اين سياستگزارى وزارت علوم را جواب بدهند. كسانى كه براساس آن سياست قبلى كه توليد دانشجويان تحصيلات تكميلى در داخل كشور بوده اين ارتباط را نمى توانند داشته باشند. سياستگزارى اول، حداقل ارتباط با جهان خارج است و سياستگزارى دوم حداكثر ارتباط با خارج است. چطور مى شود اين دوتا پارادوكس را حل كرد.

متاسفانه اين خودش نشان دهنده عدم كفايت سياستگزاران كشور در حوزه مسائل علمى است. چون ما مى دانيم كه اين سياست ها بايد هم جهت باشند.

انتظار ما از وزارت علوم و دستگاه هاى سياستگزار علمى در وهله اول اين بود كه به ارتقاى نشريات داخلى اهتمام مى ورزيدند و آنها را از اين وضعيت روزمرگى و اين فسادى كه در آن هست رها مى كردند و كمك مى كردند كه بتوانند موقعيت ISI را پيدا كنند. آن موقع اين سياست تاكيد روى مجلات داخلى و ISI مى توانست هم جهت با آن سياست قبلى توليد دانشجويان تحصيلات تكميلى در داخل كشور باشد اما چون سياست قبلى و سياست جديد در راستاى يكديگر نيستند براى همين همديگر را دفع مى كنند و نتيجه آن طور كه مدنظر مسئولان فرهنگ و وزارت علوم است تحقق پيدا نمى كند.

اميدوار هستيد كه انجمن جامعه شناسى دست كم در رشته جامعه شناسى بتواند اين مسئله را تا حدى اصلاح كند؟

ما از سال گذشته ارتقاى مجله جامعه شناسى ايران را كه يكى از منظم ترين و نسبتاً نظام يافته ترين مجله علمى ويژه داخل كشور است را به سطح ISI ارتقا بدهيم. حركتى را شروع كرديم و با مشكلات و موانع روبه رو هستيم ولى با كمك و يارى گرفتن از دستگاه هايى مثل وزارت علوم و ارشاد اين موانع را مى توانيم برطرف كنيم. تعداد مقالاتى كه براى مجله مى آيد خوب است حتى اگرچه با رويكردى كه الان هست ما ناچار هستيم براى تبديل به ISI آن ساختار را حفظ كنيم. بعد از اينكه اين تبديل انجام شد آن زمان روى جنبه هاى ديگر هم تاكيد كنيم. بنابراين كميته اى براى اين كار در نظر گرفته شده و كم كم مجله را روزآمد مى كنيم.

در مورد قانونى هم كه اساتيد بايد مقاله ISI بنويسند فكر مى كنيد انجمن جامعه شناسى مى تواند عليه اين قانون اقدام عملى انجام بدهد؟

وزارت علوم ظرف سال گذشته متوجه شد اين قاعده اى كه گذاشته قاعده درستى نبوده بنابراين در چندبار اعلام نظر به نحوى اختيارات را به دانشگاه ها داده است. ولى متاسفانه هيات امناى برخى دانشگاه ها با توجه به تركيب هيات مديره اش همچنان روى همان راى قبلى وزارت علوم هستند و نتيجه اين شده كه الان اين سياست وزارت علوم به صورت متناقضى عمل مى شود. برخى از دانشگاه ها اين قاعده را در نظر نمى گيرند و برخى از دانشگاه ها هنوز مقاومت مى كنند. دانشگاه تهران يكى از دانشگاه هايى است كه روى اين قضيه مقاومت كرده و به نظر من نسبت به اين قضيه اعتراض هاى بسيار جدى وجود دارد. فكر نمى كنم دانشگاه بتواند اين كار را ادامه بدهد چون نواقص ساختارى دارد بنابراين دير يا زود با يك نوع جريان معكوس روبه رو مى شود. دانشگاه تهران متوجه خواهد شد كه عملاً اين نوع سياست در مورد علوم انسانى جواب نمى دهد و موجب فسادها و مسائلى از اين دست مى شود.

من فقط اين فرصت را مغتنم مى دانم كه اعتراض اعضاى هيات علمى دانشگاه تهران را به مديريت آن دانشگاه ابلاغ كنم. در واقع اين كار آنها جز سرخوردگى و فساد چيز ديگرى را در بر نخواهد داشت.

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 19:13 توسط مدیر دفتر |

فراخوان همايش

مسايل علوم اجتماعي در ايران

با توجه به اهداف انجمن جامعه‏شناسي ايران در جهت ارتقاء سطح دانش نظري و تجربي و به منظور بهينه كردن عملكرد آموزش علوم اجتماعي در ايران، انجمن جامعه‏شناسي ايران اقدام به برگزاري همايش يك روزه نموده است.

موضوعات پيشنهادي

الف ـ فرايندهاي آموزشي و پژوهشي

1ـ برنامه‏ها، رشته‏ها و حوزه‏ها

2ـ شيوه‏ها و روش‏هاي آموزشي

3ـ منابع درسي و كمك درسي

4ـ نظام ارزشيابي

5ـ ارتباط آموزش و پژوهش

ب ـ مناسبات و تعاملات

1ـ معيارهاي علمي انتخاب استاد و دانشجو

2ـ تعاملات همكاران علمي

4ـ امنيت شغلي

5ـ هنجارهاي اخلاقي در آموزش و پژوهش

ج ـ آخرين مهلت‏ها

1ـ دريافت خلاصه مقالات تا پايان شهريور ماه 1384

2ـ دريافت اصل مقاله تا پايان آبان ماه 1384

3ـ تاريخ همايش: تعطيلات بين دو ترم تحصيلي 1384

 

دبير همايش: دكتر هما زنجاني‏زاده اعزازي

 

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 16:56 توسط مدیر دفتر |