«انفال» و ارادهي معطوف به كشتن و فراموشي
بختيارعلي
برگردانِ منصور تيفوري
یاداشت مترجم:
نوشتهاي را كه در زير ميخوانيد، قسمتي است از مقالهي روشنفكر و رماننويس كٌرد، بختيار علي كه آن را «از ارادهي معطوف به كشتن به ارادهي معطوف به فراموشي» نام نهاده است. بختيار در اين مقاله نسل کشی «انفال» را به «بعثيزم» (بعثگرايي) ربط دهد. «بعثيزم» به مثابه رژيمي خاص، با صفاتي منحصر كه ميبايستي به صورتي جداگانه مطالعه شود البته بدون چشمپوشي از همانندیهايي كه سيستم بعث با ديگر نظامهاي توتاليتر به معناي عام آن دارد. بعد از بررسي شيوههاي عملي كردن سلطه از طرف بعث، نويسنده گذري در بنيانهاي نهاني «انفال» دارد، بنيانهايي كه تنها به ابعاد ايدئولوژيك بعث وابسته نيستند، بلكه با «نگرش» بعث به سلطه و هويت شخصِ بعثي ممزوج هستند. نويسنده سپس دلايل فراموشي «انفال» از سوي كردها را مورد بحث قرار داده و در چند محور مشخص جمعبندي ميكند. در اين نوشته، به «انفال» همچون افق اخلاقي بنياديني براي دركِ انسان از خود و آينده نگريسته شده است. اين نوشتهها در شمارهي 7 فصلنامهي كُردي رهند / RAHAND (1999) چاپ سوئد، منتشر شده است.