داغ ننگ، چاره اندیشی برای هویت ضایع شده
داغ ننگ، چاره اندیشی برای هویت ضایع شده(ساماب عرفانی)
داغ ننگ، چاره اندیشی برای هویت ضایع شده،اروین گافمن، مسعود کیانپور، تهران نشر مرکز ، 1386 ، 245 صفحه
داغ ننگ یا stigma اصطلاحی است که ابتدا توسط یونانیان برای اشاره به
علامتی بدنی بکار برده شد که نشاندهنده آن بود که فرد دارای این علامت،
مجرم،برده و خیانتکار و ... بوده است و دیگر افراد جامعه باید از او دوری
کنند. اما امروز این اصطلاح بیشتر از خود علامت ،به رسوایی و ننگ اشاره می
کند. اروین گافمن قدرت ننگی که یک صفت می تواند به بار آورد را نه در خود
آن صفت بلکه در روابط اجتماعی می بیند.:پس اصطلاح داغ ننگ برای اشاره به
ویژگی یا صفتی بکار برده خواهد شد که شدیدا بدنام کننده یا ننگ آور باشد.
اما باید توجه کرد که قدرت داغ زنی یک صفت نه در ذات خودش ،بلکه در روابط
اجتماعی ریشه دارد. به عبارت دیگر،صفتی که داغ ننگ بر پیشانی فرد دارای آن
می زند، می تواند به عادی جلوه دادن فرد دیگر کمک کند و بنابراین فی نفسه
خوش نام کننده باشد و نه بد نام کننده. برای مثال ،«در امریکا شغل هایی
وجود دارند که شاغلان فاقد تحصیلات دانشگاهی آنها، «کم سواد» بودن خود را
در محیط کار مخفی نگه می دارند، اما در مقابل، شغل های دیگری هم یافت می
شوند که اگر فرد دانشگاه رفته ای مشغول آنها باشد، «تحصیل کرده» بودنش را
همچون رازی مخفی می کند، تا مبادا برچسب ناشی و ناوارد
بخورد...»(گافمن،32).
البته در کنار این مسئله، گافمن معتقد است که در یک جامعه صفاتی وجود
دارند که همیشه و در همه مواقع ننگ آور هستند .او بطور کلی از نظر موقعیت
آشکار شدگی داغ ننگ ،آنرا دو نوع می داند. در نوع اول افراد جامعه از
اینکه فردی دارای چنین داغ ننگی است خبر دارند و یا به راحتی با خبر
خواهند شد و فرد از داغ ننگ بد نام شده رنج می برد. و اما در نوع دوم
دیگران از داغ ننگ فرد بی خبر ند و فرد « در گیر داغ ننگ احتمالأ بد نام
کننده » است. (و البته در همه مواقع تفاوت قائل شده بین این دو نوع آسان
نیست).
دیگر تقسیم بندی داغ ننگ از نظر اروین گافمن، تقسیم بندی بر اساس علتی است
که داغ ننگ را به دنبال خود می آورد. بدین صورت که اولین نوع داغ ، به
نقایص و زشتیهای بدن مربوط است مانند یک دماغ بزرگ. دومین نوع داغ ننگ
مربوط به نقایص شخصیتی است.مانند عقده حقارت داشتن و سومین نوع داغ ننگ
قومی است که به نژاد ،دین و یا ملیت برمی گردد. و یکی از ویژگیهای این نوع
داغ این است که می تواند نسل اندر نسل انتقال یابد و تمام اعضای خانواده
را نیز درگیر سازد.
نکته جالب در اینجاست که« ما عادت داریم از یک طرف دامنه گسترده ای از
نقایص را بر اساس یک نقص اولیه به فرد نسبت دهیم و از طرف دیگر،برخی صفات
جذاب اما نامطلوب که جنبه ای فوق طبیعی دارند،مثل حس ششم یا شعور،را نیز
به وی نسبت دهیم»(همان،35).
مانند زمانیکه با یک نابینا با صدای بلند حرف می زنیم زیرا فکر می کنیم که
او مشکل شنوایی نیز دارد و در عین حال تصور می کنیم او از شعور خاصی بر
خوردار است و حتی واکنش تواضعی او را نسبت به این موقعیت ،شاهدی بر نقصش
می دانیم و اینگونه نحوه رفتارمان را با آنها توجیه می کنیم.
اروین گافمن معتقد است که افراد در جامعه دارای هویت اجتماعی خاص خود
هستند.گافمن هویت اجتماعی را مناسبتر از پایگاه اجتماعی می داند زیرا
معتقد است که هویت اجتماعی ترکیبی است از صفات شخصیتی و نیز صفات ساختاری
یعنی پایگاه اجتماعی که دیگران به راحتی "بدون توجه یا اندیشه خاصی " با
افراد جامعه بر خورد می کنند زیرا همه از دسته بندی های افراد یک جامعه و
نیز صفاتی که اعضای عادی هر یک از دسته ها دارند آ گاهند.
حال اگر فرد بر اساس انتظاراتی که از او می رود ،واکنش نکند، داغ ننگ می
خورد.اما اگر این فرد در عین اینکه داغ ننگ خورده ،خود احساس کند انسانی
عادی است و تحت تأثیر داغ ننگ قرار نگرفته و آنرا نپذیرد،چنین فردی یک داغ
ننگ را با خود حمل می کند اما به خاطرش متأسف نیست .که این حالت را در
برخی داستانهای تمثیلی می توان دید.
پذیرشacceptance دغدغه اصلی فرد داغ خورده است.واکنش فرد داغ خورده به موقعیتش می تواند بدین صورت باشد:
- با تلاش مستقیم خود نقص را بر طرف کند مانند استفاده از جراحی
پلاستیک،سواد آموزی ، ... که البته این حالت سبب ایجاد فرایند " طعمه
سازی "می شود.یعنی فرد داغ خورده به استفاده از انواع روشهایی که خدمت
رسانهای جعلی آن را تبلیغ می کنند علاقه مند شود.
- در حوزه هایی مهارت کسب کند که برای فردی با چنین نقصی،نا ممکن به
نظر آید.که این شیوه ،شیوه غیر مستقیم بهبود وضعیت است مانند فرد لنگی که
به اسب سواری می پردازد.
- از داغ ننگ برای " منافع ثانویه "استفاده کند.مانند توجیه شکستی که به دلایل دیگری پدید امده است.
- مشکلات و مسایلش را به عنوان " الطاف پنهان الهی" تعبیر کند.مانند
زمانی که فردی بیماریش را عاملی می داند که سبب شده در زندگی درسهای
بسیاری بیاموزد.
- محدودیتهای آدمهای عادی را باز بینی کند. مانند فرد نابینایی که
معتقد است تمام افراد دارای بینایی،بینا نیستند زیرا گاه در برابر دیدن
نعمات زندگیشان نابینایند.
مسایل طرح شده در بالا، مربوط به فردی بود که داغ ننگ خورده است،اما
همانطور که اشاره شد نوع دومی هم وجود دارد که در ان فرد هنوز بدنام نشده
است بلکه با احتمام بد نام شدن مواجه است.که گافمن به این مسله در فصل
دوم کتابش تحت عنوان کنترل اطلاعات و هویت شخصی، به این مسله می
پردازد.یعنی به" سروسامان دادن به اطلاعات بد نام کننده اما فاش نشده
خود"self " و تمهیداتی را که فرد جهت آشکار نشدن اطلاعات به کار می برد
"گذر کردن passing "می نامد.
او چندین اصطلاح را به کار می برد که ما در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
اطلاعات اجتماعی: اطلاعات درباره ویژگیهای کم و بیش پایدار یک شخص که قابل مشاهده اند.
نماد : نشانه هایی که کارشان انتقال اطلاعات اجتماعی است
نماد پایگاه:.اطلاعات اجتماعی که از طریق یک نماد منتقل می شوند و می
توانند تثبیت کننده یک ادعای خاص برای حیثیت،ابرو،یا پایگاه طبقاتی مطلوب
باشند.
نمادهای داغ ننگ: نشانه های که به طور ویژه در جلب توجه به تفاوتی که هویت را تخریب می کند موثر هستند.
پنهان کننده های هویت disidentifiers : نمادهایی که می خواهند یک تصویر
منسجم را در هم بریزند منتها در جهتی مثبت که برای کنشگر مطلوب است که
نماد منزلت، نماد داغ ننگ و پنهان کننده های هویت، نشانه هایی اند که
اطلاعات اجتماعی را منتقل می کنند که برخی از نشانه های انتقال دهنده
اطلاعات اجتماعی،سریع به چشم می ایند مانند دستبند بر دستان محکومین و
برخی دیگر به راحتی به چشم نمی آیند. برخی از داغ ننگها را می توان طوری
پنهان کرد که غریبه ها از وجود آن با خبر نگردند و تنها بر نزدیکان صمیمی
اثر گذارند:مانند ناتوانی جنسی
گافمن بر آن است که امروز افراد بسیاری هستند که می خواهند هویت شخصیشان
را عوض کنند و در این راه بیشتر از همه از تغییر اسم شان بهره می جویند.و
در همین باره می افزاید که در برخی از مشاغل تغییر نام یک امر عادی است
مانند بازیگری.اما در مشاغلی که تغییر نام بدون ثبت رسمی صورت می
گیرد،مشاغل مشروع محسوب نمی گردند مانند روسپی گری،و نتیجه گیری مهمش از
این بحث این است که تغییر نام در مشاغل (با ثبت رسمی یا بدون ثبت آن
)،نشان از پدید آمدن شکافی بین« فرد و دنیای سابقش»است.
و در زمینه مشهور شدن،به سوءشهرت نیز باید اشاره کرد،که حالتی است که در
آن بدون اینکه دیگران شخصی را ملاقات کرده باشند ،اطلاعات بد نام کننده در
موردش بدانند.که اروین گافمن کارکرد سوءشهرت را کنترل اجتماعی می داند.
در بخشی از کتاب ،تحت عنوان تکنیک های کنترل اطلاعات ،تکنیکهای متداولی را
بررسی می کند که فرد دارای نقص پنهان،بکار می برد تا که اطلاعات در مورد
خویش را مدیریت نماید .
- شایع ترین این تکنیک ها ،از بین بردن یا پنهان کردن نشانه های داغ ننگ
است: مانند معتادی که تزریق را در قسمتی غیر از دستانش انجام می دهد.
- « نشانه های داغ ننگ خود را به عنوان نشانه های یک ویژگی دیگر نمایش
دهند،ویژگی ای که کمتر معنای داغ ننگ را به ذهن متبادر
سازد»(همان،ص162)مانند معلول ذهنی که خود را بیمار روانی نشان می دهد.
- فرد دارای داغ ننگ «...جهان را به دو گروه تقسیم کند.یک گروه بزرگ که
به آنها هیچ نمی گوید و یک گروه کوچک که همه چیز را به آنها گفته و سپس
روی کمکشان حساب باز می کند»(همان،ص162) که کسانی را در این گروه کوچک
قرار می دهد که می توانند بیشترین تهدید را بوجود آورند.
- تنبیه افرادی که راز نگه نمی دارند از سوی فرد داغ خورده
- حفظ فاصله و عدم بر قراری ارتباط های نزدیک
- داوطلبانه خود را افشا کند.
اروین گافمن در کتابش با جزئیات،به تمام مسائل می پردازد که اشاره به تمام
این موارد سبب طولانی شدن بحث می گردد ولذا به فصول آخر کتاب وی می
پردازیم.
فرد داغ خورده هم یک انسان هست و هم با انسانهای دیگر تفاوت دارد.از طرفی
او به عنوان عضوی از گروه انسانها پذیرفته می شود و از طرفی دیگر او
مانند همه انسانهای دیگر نگریسته می شود. او عضوی از گروه بزرگتر یعنی«
انسان» محسوب می گردد ،زیرا باید عضوی از این گروه باشد تا اینکه بتوان در
وهله بعد برای او تفاوت قائل شد و « متفاوت »نگریسته شود.فرد داغ خورده به
این ترتیب درون بحث و جدلی دائمی قرار می گیرد در مورد هویتش.
از نکات جالب دیگر گافمن در کتابش اشاره به مسله کارکرد داغ ننگ است.او می
نویسد که یکی از کارکردهای داغ ننگ،این مسله است که حمایت جامعه را در جهت
کمک به افرادی که توسط جامعه حمایت نمی شوند،برانگیزد.از دیگر کارکردهای
داغ ننگ ،موارد زیر را برمیشمارد
- ابزاری برای کنترل اجتماعی رسمی در موارد داغ ننگ زدن به افراد دارای سو سابقه اخلاقی،
- حذف اقلیت ها از عرصه های رقابت در موارد داغ ننگ زدن به گروه های قومی و مذهبی و...
- حذف تولید نسل افراد دارای نواقص و زشتی در موارد داغ ننگ زدن به افراد زشت و معلول.
و در انتها گافمن به مفهوم«انحراف»(کج روی) می پردازد.او می نویسد که «
وجوه مشترک تمام منحرفان انقدر کفایت نمی کند که بتوان تحلیل خاصی را در
مورد همه انها به کار بست.وجه تفاوت انها بسیار بیش از وجوه اشترکشان
است»(همان،ص 235).او منحرف را تعریف کسی می داند که به هنجارهای گروه
پایبند نبوده است.که در زمانهایی با انها مانند فردی داغ خورده برخورد می
شود.اما موقعیتهای وجود دارند که در انها افراد می توانند منحرف باشند
بدون اینکه از طرف گروه «تعیین هویت مجدد» شوند.مانند افراد برجسته و
افراد بیمار.
برگرفته از سايت http://www.fakouhi.com